گودبای آخرین جلسه ژیمناستیک
سلام به گل پسر نازم خلاصه روزهای آخر تابستون هم از راه رسید و کلاس زبان رو با موفقیت پشت سر گذاشتی و رفتی ترم بالاتر؛منو بابا خیلی وقت بود که تصمیم گرفته بودیم شمارو دیگه ژیمناستیک نفرستیم چون اونطوری که دلمون میخواست ورزش ژیمناستیک پیشرفت نداره و بهتره بری یه ورزش رزمی که برای دفاع به دردت بخوره؛اما شما همش میگفتی نه باید برم؛ دلیل مخالفتت هم وابستگی به اونجا و مربی و دوستات بود؛خلاصه باهات صحبت کردیم و راضی شدی واسه همین آخرین روز شهریور با دوستات و مربی خداحافظی کردی؛چقدر مادرها که دوستان من بودن ناراحت بودن البته چندنفری هم مثل من تصمیم داشتن دیگه نیان؛ آ...
نویسنده :
*مامان فرزانه*
2:08









